فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

266

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

اين موقع كوهها زيبايى خيال‌انگيزى را كه به خود گرفته بودند از دست مىدهند و نامحدود محدود مىشود . دره‌ها و شكافها عميق‌تر و تيره‌تر به نظر مىآيد . حاشيهء كوهها زننده و خشن به چشم مىخورد و چنين به نظر مىرسد كه فقط داراى دو بعد مىباشند . نور خورشيد مستقيما بر روى آنها مىتابد و آنها را تيره و خاكى رنگ مثل زمين مىنمايد . رشته‌هايى از خطوط مستقيم در سطح صحرا پديدار مىشود . انسانى در قصبه‌اى كوچك با ايجاد يك جاده يا شخم زدن يك مزرعه چهرهء طبيعت را هموار مىسازد . در ساير جاها فقط انحناء و چين‌خوردگيهايى ، كه توسط چشمه‌سارهاى كوه و سايه روشنهاى طبيعى ايجاد شده ، ديده مىشود . حفره‌هاى قناتها در هر ده كوچك يا شكاف پايين كوهها ، كه هر يك از آنها به جايى منتهى مىشود ، خود را نشان مىدهند . ناگهان نقطهء خيره‌كننده‌اى به سان قطعه‌اى از زر ناب كه بر روى توده‌اى از خاك نهاده باشند در افق پديدار مىشود . دو يا سه نقطه بدين‌گونه مىدرخشد و شكل پيدا مىكند . اينها گنبدها و مناره‌هاى زيارتگاه شهر مقدس مشهد مىباشد . مشهد مانند بسيارى ديگر از شهرهاى ايران به ديوارهاى كهنه و قديمى خود مىبالد و هنوز از آن به عنوان يك شهر محصور ، با دروازه و خندق ياد مىشود . ولى در اين توصيف هيچ چيز برجسته‌اى وجود ندارد . البته هر شهر بزرگى با ديوار محصور است ولى با وجود شكافها و بريدگيهاى بزرگ ديوارهاى آن ، ايجاد دروازه ضرورتى ندارد . اگر قسمتى از ديوار شهر فرو ريزد براى مرمت آن اقدام نمىشود . پسربچه‌هاى خركچى و بزها در اين شكافها خانه مىكنند و به اين ترتيب مسئلهء ايجاد مدخلى ديگر را براى شهر حل مىكنند . ديوارهاى خراب و ويران ايران براى خود داراى كيفيت خاصى است . معمولا اين ديوارها را از خشتهايى ، كه در آفتاب خشك كرده‌اند ، درست مىكنند . به اين ترتيب كه خشت را روى هم مىچينند و شكافهاى آن را با گل نرم پر مىكنند و روى آن را با ماله صاف مىكنند . اين كار اغلب با دست انجام مىگيرد و عينا شبيه گل‌بازى كودكان است . ساختن پى ديوار ، كارى است كه مهارت زيادترى مىخواهد . ابتدا گودالى به عرض و عمق 3 يا 4 پا احداث مىكنند . سپس در نزديكى محلى كه مىخواهند ديوار را بنا كنند نقطه‌اى را براى ساختن گل انتخاب مىكنند . بر روى خاكى كه از زمين كنده‌اند قدرى آهك مىپاشند . سپس يكى دو پيت حلبى روى آن آب مىريزند . آن وقت كارگرها با پا آن را لگدمال مىكنند عينا مانند ، آسياهايى كه به اين طرز كار مىكنند . مقصود از اين كار مخلوط كردن آهك با گل و استحكام بخشيدن به آن است . گاه‌گاه مقدارى آهك و